نامه صد و بیست و دوم
سلام عزیز مامان
امروز تولد امام رضاست .... الان تو اداره دارن مولودی امام رضا رو پخش میکنن و دل هوایی من هوایی تر میشه
دیشب هم با خاله زهرا رفتیم یه حسینیه جشن...
دلم خیلی مشهد میخواد ... مداحه شعرای قشنگی میخوند و من همش تصویر حرم امام رضا جلو چشمم بود
یادمه پارسال مامان وقتی رفته بود مشهد نذر تو کرده بود که اگه بیای مامان حتی شده یه روزه بیاد مشهد و برگرده... هنوز سوغاتی مشهدش رو بهم نداده بود که فهمید تو اومدی و دوباره یه روزه رفت مشهد و همیشه میگه که اون روز خیلی زیارت بهم چسبید
پارسال این موقع دلم خیلی گرفت .... دلم میخواست اسمت رو تو این روز تعیین کنم ولی خب نبودی دیگه
امسال اما اون حال و روز رو ندارم
حالم خوبه ... یه حس خوشایند ... نمیگم اومدنت نزدیکه ... شاید لابلای همین نوشته ها مجازی بمونی و هیچوقت واقعی نشی ... اما حالم به خاطر نبودنت بد نیست
حداقل امروز بد نیست


نامه صد و بیست و دوم 

